مقایسه مدل های Agile و Waterfall

مقایسه مدل های Agile و Waterfall

مقایسه مدل های Agile و WaterfallAgile vs Waterfall: Must-Know Differences

مقایسه مدل های Agile و Waterfall

توسط : admin
موفقیت یک پروژه توسعه نرم افزار از نزدیک با رویکرد توسعه انتخاب شده مرتبط است. در حال حاضر مدل های چابک و آبشاری دو تا از محبوب ترین روش های SDLC هستند. به همین ترتیب ، ممکن است این سوال برای تیمهای توسعه مطرح شود که کدام یک را انتخاب کنند؟

 

هر دو روش چابک و آبشاری روشهای بالغ برای توسعه نرم افزار هستند. اگرچه با وجود شباهت اندک ، هر دو مدل SDLC در جنبه های مختلفی با هم تفاوت دارند. بنابراین ، باید در هنگام انتخاب در بین آنها ، این موارد را در خاطر داشته باشید. قبل از اینکه به بررسی تفاوت های مختلف بین مدلهای چابک و آبشاری بپردازیم ، ابتدا اجازه دهید نگاهی دقیق تر به آنها بیاندازیم و ببینیم  نقاط قوت و ضعف آنها چیست.

 

 

Agile یا چابک :

روش چابک توسعه نرم افزار بر تکرار مداوم توسعه و آزمایش در کل فرآیند توسعه نرم افزار متمرکز است. مدل SDLC باعث افزایش ارتباط بین مشتریان ، توسعه دهندگان و آزمایش کنندگان می شود.

اسکات امبلر در اواخر پاییز سال 2000 شروع به تولید روش چابک کرد. گرچه در ابتدا لقب Extreme Modeling (XM) را داشت ، اما بعداً به پیشنهاد رابرت سسیل مارتین به مدل سازی سریع یا agile تبدیل شد.

 

رویکرد Agile یک رویکرد تکرار محور و تیم محور برای توسعه نرم افزار است. این یک نوع متمایز از مدل توسعه سریع برنامه (RAD) است. اگرچه چیز جدیدی نیست ، اما در مقایسه با مدل کلاسیک آبشاری نسبتاً جدید است.

 

به جای ایجاد زمانبندی برنامه ها و کارها ، کل زمان در دسترس برای یک پروژه Agile ، به فاصله زمانی تقسیم می شود و به فازهایی به نام sprints تقسیم می شود. هر اسپرینت دارای یک مدت زمان مشخص ، به طور معمول ، در هفته ها ، با لیستی از تحویل ها که در زمان شروع sprint برنامه ریزی شده است ، ارائه می شود.

 

هر یک از تحویل ها که ارزش تجاری بالایی دارند و توسط مشتری تعیین می شود ، در اولویت قرار دارند. روش Agile به میزان بالایی از مشارکت مشتری در کل فرآیند توسعه نرم افزار وابسته است.

 

در صورتی که بنا به دلایلی کار برنامه ریزی شده برای یک اسپرینت خاص به اتمام نرسد ، در حالی که از اطلاعات به دست آمده برای برنامه ریزی Sprint آینده استفاده می شود ، تمام فرایند مجددا تغییر می یابد.

 

کار انجام شده توسط تیم توسعه پروژه و مشتری ارزیابی و بررسی می شود. این کار از طریق ساختهای روزانه و همچنین دموهای پایان Sprint انجام می شود.

 

مزایای agile :

  • به عنوان یک فرآیند با محوریت مشتری ، تضمین می کند که مشتری در تمام مراحل ، در هر مرحله به طور مداوم درگیر باشد .
  • اطمینان می دهد که کیفیت توسعه نرم افزار تا  حد مطلوب یا حتی بالاتر حفظ می شود .
  • مشتری (بازدید کنندگان) از فرصت های اولیه و مکرر برای دیدن پیشرفت پروژه برخوردار است. از این رو ، تغییر تصمیمات در کل فرآیند توسعه پروژه امکان پذیر است .
  • حس قوی مالکیت را به مشتری (بازدید کنندگان) منتقل می کند زیرا آنها به طور مستقیم و گسترده با تیم توسعه پروژه در تماس هستند .
  • این مدل می تواند یک نسخه اجرایی از نرم افزار در حال توسعه را تولید کند . این امر برای مقابله با پروژه هایی که در زمان واحد به همان بازار برای رقابت عرضه می شوند بسیار اهمیت دارد .
  • به احتمال زیاد نتایج بهتری حاصل می شود. این امر به این دلیل است که بیشتر اوقات تیم های چابک فوق العاده با انگیزه و خود سازمان یافته هستند.
  • کاهش خطر شکست زیرا فرآیند کاملاً مبتنی بر پیشرفت افزایشی است. از این رو ، هر دو مشتری (بازدید کنندگان) و تیم توسعه می دانند که چه چیزی کامل است و چه چیزی به طور دقیق انجام نمی شود .

 

معایب agile  :

  • در صورت عدم اطمینان سرپرست پروژه در مورد نتیجه ، خطر بیشتری برای شکست پروژه وجود دارد .
  • دخالت یک متخصص برای تصمیم گیری های اساسی را ضروری می کند .
  • برای پروژه های در مقیاس کوچک مناسب نیست .
  • هزینه کلی اجرای یک رویکرد چابک نسبت به سایر رویکردهای توسعه نرم افزار کمی گرانتر است. همچنین ، با پیشرفت نرم افزار ، زمان کلی پیش بینی شده ممکن است افزایش یابد .
  • دخالت نظرات شخصی مشتری  ممکن است چیزی بیشتر از آن باشد که از وی خواسته شده است .

 

Waterfall یا آبشاری :

مدل Waterfall که به عنوان رویکرد سنتی برای توسعه نرم افزار نیز شناخته می شود ، از رویکرد خطی برای توسعه نرم افزار پیروی می کند. به همین دلیل به عنوان مدل چرخه زندگی Linear-Sequential نیز شناخته می شود.

 

اولین توضیحات رسمی از مدل Waterfall ، اگرچه فاقد کلمه Waterfall است ، اما به عنوان مقاله ای در سال 1970 توسط وینستون دبلیو رویس نقل شده است. اعتقاد بر این است که مقاله 1976 توسط Bell and Thayer برای اولین بار اصطلاح آبشار را نشان می دهد.

 

از آنجا که مدل Waterfall از یک دستورالعمل متوالی پیروی می کند ، تیم توسعه پروژه تنها در صورت تکمیل مرحله فعلی می تواند به مرحله بعدی حرکت کند. معمولاً بین هر مرحله از رویکرد آبشار یک دروازه مرحله ای وجود دارد.

 

مزایای Waterfall  :

  • برای مدیریت وابستگی ها سودمند است .
  • درگیری مشتری برای همه مراحل توسعه نرم افزار اجباری نیست .
  • بسته به مرحله در حال انجام پروژه ، این امکان وجود دارد که اعضای مختلف تیم بر کارهای مختلف تمرکز کنند .
  • هر مرحله دارای تحویل های مجزا و یک روند بررسی است. از این رو ، مدیریت آن آسان است .
  • یک رویکرد به راحتی سازگار برای تغییر تیم ها دارد .
  • تحویل سریعتر محصول را ارائه می دهد.
  • برنامه ریزی و طراحی کاملاً واضح است زیرا مشتری و تیم توسعه زودهنگام درباره آنچه و چگونگی محصول نرم افزاری در حال توسعه موافقت می کنند .
  • پیشرفت را می توان به راحتی ارزیابی و اندازه گیری کرد زیرا دامنه کامل کار از قبل مشخص است .
  • طراحی نرم افزاری را با احتمال کاهش اثر piecemeal ارائه می دهد. این در شرایطی است که این نرم افزار از همان ابتدا با دقت و کامل تر طراحی شده است .
  • مناسب برای پروژه هایی که نیاز به چندین مؤلفه نرم افزاری برای ادغام با برخی از سیستم های خارجی وجود دارد .
  • روند و نتایج به خوبی مستند شده است .
  • برای پروژه های در مقیاس کوچک فوق العاده خوب کار می کند ، به خصوص پروژه هایی که نیازهای آنها به راحتی قابل درک است .

 

معایب Waterfall  :

  • احتمال زیاد اشکالات و آسیب پذیری ها و باگ ها پس از تحویل پروژه شروع می شود.
  • غیر عملی برای پروژه های در مقیاس بزرگ.
  • ناتوان از تحمل تغییرات ایجاد شده در مراحل بعدی.
  • هنگامی که الزامات در ابتدا مشخص نیست ، کاربرد کمتری خواهد داشت .
  • تصویری نامشخص تری از آنچه مشتری (بازدید کنندگان) می تواند به عنوان محصول نهایی انتظار داشته باشد ارائه می دهد.

 

مقایسه سبک چابک و آبشاری :

 

میزان انعطاف پذیری :

مدل Waterfall یک روش توسعه نرم افزار ساختاری است. از آنجا که از تحمل تغییرات بعدی ناتوان است ، انعطاف پذیری کمتر یا حتی بدون انعطاف را ارائه می دهد. از طرف دیگر ، یکی از دلایل اصلی ترجیح رویکرد چابک ، انعطاف پذیری بالای آن است.

روش چابک اجازه می دهد تا حتی پس از اتمام برنامه ریزی اولیه ، تغییراتی در نیازهای پروژه ایجاد شود. مدل Waterfall پس از شروع توسعه پروژه هیچ شرایطی را برای تغییر نیازها فراهم نمی کند.

 

تقسیم بندی روند کامل  :

روش Agile کل چرخه توسعه را به sprints تقسیم می کند. در عوض ، رویکرد Waterfall در همان ابتدا  به مراحل مشخصی تقسیم می شود.

 

اولویت بودجه و منابع :

از آنجا که توافق ریسک در همان ابتدای فرآیند توسعه نرم افزار انجام می شود ، روش آبشار ریسک کلی را در یک پروژه با قیمت ثابت کاهش می دهد.

 

مدل Agile به نفع پروژه های قیمت ثابت نیست. در عوض ، سناریوهای قیمت ثابت ممکن است استرس را نسبت به یک پروژه چابک افزایش دهند. روش چابک بهترین روش برای پروژه هایی با نوع بودجه غیر ثابت یا Time & Material (T&M) است.

 

وقوع مراحل :

از آنجا که مدل Agile از یک روش توسعه تکراری پیروی می کند ، مراحل مختلفی از قبیل برنامه ریزی ، توسعه و نمونه سازی ممکن است بیش از یک بار در کل اجرای فرایند توسعه نرم افزار پدیدار شود.

 

در روش Waterfall توسعه نرم افزار ، تمام مراحل یک بار و تنها یک بار در طی کل فرآیند پیاده سازی می شوند.

 

تهیه نیازمندی ها :

برای تحقق الزامات مورد نیاز برای توسعه پروژه نرم افزاری ، برای پیروی از یک روش Waterfall باید تجزیه و تحلیل گسترده ای از تجارت انجام شود. هیچ مشکلی برای اعضای تیم توسعه در شناخت الزامات پروژه وجود ندارد.

 

به دنبال رویکرد چابک ، مشتری و تیم توسعه تقریباً هر روز در کنار هم قرار می گیرند تا نیازهای پروژه را تهیه کنند. به همین ترتیب ، تیم آزمایش نیز می تواند در تغییر الزامات شرکت کند.

 

تمرکز اصلی :

تمرکز اصلی رویکرد آبشار دستیابی به یک محصول است. مدل Agile تمرکز اصلی در جلب رضایت مشتری از محصول  و همچنین تغییر محصول با توجه به نیازهای در حال تحول یا جدیدتر مشتری دارد.

 

توضیحات جزئیات پروژه :

می توان توضیحات جزئیات پروژه را در هر زمان و در طی کل مراحل توسعه نرم افزار در روش Agile تغییر داد.

این مورد در مورد مدل Waterfall که در آن هیچ شرطی برای تغییر توضیحات جزئیات پروژه نیست ، پس از شروع کار پروژه ، این مورد وجود ندارد.

 

نمای پروژه :

با رویکرد Waterfall ، یک پروژه توسعه نرم افزار به عنوان یک پروژه واحد مشاهده می شود. این برخلاف روش مدل Agile است که پروژه نرم افزاری را که در حال توسعه است به عنوان تعدادی از پروژه های فرعی مختلف پیاده  می کند.

 

هماهنگی تیم :

هماهنگی تیم یا همزمانی در رویکرد Waterfall بسیار محدود است. هیچ ترجیحی برای اندازه تیم وجود ندارد. در مقابل ، مدل Agile یک تیم کوچک اما اختصاصی را ترجیح می دهد. از این رو ، میزان هماهنگی بین اعضای آن بسیار زیاد است.

 

قابلیت تعویض تیم :

اعضای تیم یک تیم چابک قابل تعویض هستند. از این رو ، آنها سریعتر کار می کنند. علاوه بر این ، رویکرد توسعه نرم افزار نیاز مدیر پروژه را برطرف می کند زیرا کل تیم مسئول مدیریت پروژه نرم افزاری در حال توسعه است.

 

مدیر پروژه شخصی است که در تمام مراحل توسعه نرم افزار در روش Waterfall ، حرف آخر را می زند. علاوه بر این ، قابلیت تعویض اعضای تیم امکان پذیر نیست.

 

آزمون :

مدل Waterfall یک مرحله تست اختصاصی دارد که تنها پس از دستیابی مرحله موفقیت آمیز ، مرحله آزمایش انجام می شود. در روش Agile ، آزمایش همزمان با توسعه نرم افزار انجام می شود.

 

همچنین ، طرح آزمون به ندرت در مرحله آزمایش مدل آبشاری بررسی می شود. بر خلاف این ، طرح آزمون مربوط به یک پروژه چالاک پس از هر بار اجرا ، مجددا بررسی می شود.

 

نوع الزامات :

الزامات در روش آبشاری قطعی است ، به این معنی که هرگونه تغییر در مورد مشابه غیر منتظره است.

از طرف دیگر ، هر پروژه ای که انتظار می رود طی مراحل توسعه نرم افزار تغییر یا تکامل یابد ، برای توسعه ایده آل به Agile  نیاز دارد .

 

روش نزدیک شدن به انتهای فرایند :

مدل Agile از رویکرد افزایشی برای توسعه نرم افزار پیروی می کند. افزودنی های نرم افزار در حال توسعه به صورت افزایشی انجام می شود و امکان پرش بین قسمت های مختلف فرایند توسعه نرم افزار وجود دارد.

 

از طرف دیگر ، روش آبشار ، یک روند طراحی متوالی را دنبال می کند. انتقال به مرحله بعدی فرایند توسعه تنها زمانی امکان پذیر است که مرحله قبلی با موفقیت انجام شود.

 

نتیجه گیری :

روش های Agile و Waterfall اشکال متمایز روش های توسعه نرم افزار هستند. از این رو ، هر یک از آنها در برخی از سناریوها عالی هستند در حالی که در برخی دیگر غیر عملی است.

 

پروژه های توسعه نرم افزار که الزامات در حال تحول اند ، ایده آل است که با استفاده از روش Agile تکمیل شوند. برعکس ، پروژه های کوچکتر توسعه نرم افزار با الزامات قطعی ، مدل Waterfall را بهترین انتخاب می دانند.

 

امیدواریم که مقایسه فوق الذکر بتواند انتخابی را در بین دو مدل محبوب SDLC انجام دهد. برای توسعه پروژه نرم افزاری خود بهترین آرزوها را برای شما دارم .

 

 

 

 

نظرات :

در عرض چند دقیقه برای ایجاد حساب

کاربری خود اقدام کنید


اکنون حساب کاربری خود را ایجاد کنید!


ایجاد حساب کاربری

با ثبت نام در نیلوتک از آخرین بروز رسانی های آموزش ها و مقالات سایت مطلع شوید